خانه / فرامنطقه ای / پیوند نفت و بحران

پیوند نفت و بحران

سيدمحمدصادق خرازي/  معاون اسبق وزارت امورخارجه
درحالی که ديپلماسي انرژي به سمت تفكر اصلي سياست گذاري خارجي در حال تغيير است و دغدغه های جديدي را دربارۀ امنيت و ژئوپلیتيك انرژي به همراه مسائل فراروی توسعه و اقدامات مشترك سرمايه‌گذاري برای طراحی سيستم فرامدرن محلي- نفتي طرح ساخته، این پرسش مطرح است که آیا توافقات امنيتي منطقه‌اي كه به كاهش بحران به خصوص در خاورميانه، خليج فارس و ‌آسياي مركزي منجر شوند، عملي خواهند بود و مي‌توان به آنها دست يافت یا خیر؟
بي ترديد صدور انرژي، باید به منزلۀ عنصر اصلي امنيت ملي و سياست خارجي ايران به شمار آید. منابع عظيم سوخت باید در راستای تضمين نفوذ ايران در معادلات منطقه‌اي و جهاني تلقي شوند. حقيقت منابع انرژي و ربط ديناميك سياست و انرژي، امري پر دردسر و درعين حال پيچيده است.
ژئوپلیتيك انرژي مهم ترين بحران در امنيت است و هرگونه اختلال در بازار نفت، سيستم حمل ونقل جهاني را با چالش روبه‌رو مي‌كند و اقتصاد قدرت‌هاي بزرگ همچون ايالات متحدۀ امريكا، اتحادية اروپا، چين و هند را با بحران جدي روبه‌رو مي سازد كه درنهايت اقتصاد جهان را متأثر خواهند ساخت.
امروزه ديپلماسي و مديريت ذخایر انرژي در مديريت توسعه و امنيت انرژي ابزاری بسيار برجسته‌اند. قدرت‌هاي بزرگ به ويژه قدرت‌هاي مصرف كننده در پي ايدۀ استقلال انرژي اند؛ ايده‌اي كه با واقعيت‌هاي جهان امروز سازگار نيست و نمي‌تواند سازوكاری اطمينان بخش را ترسيم كند!

جامعۀ جهاني در ادوار مختلف و دهه هاي اخير، با تجارب دورۀ جنگ سرد و جهان پس از آن روبه رو است. كاملاً مشهود است مفهوم قدرت و اقتدار، در ابعاد مختلف، از مهار بحران هاي امنيتي تاكنون عاجز بوده است. مشتركات و ارزش هاي جهاني اينك واقعيت هايي را در لايه هاي مختلف، به عنوان نياز مشترك بشريت عرضه كرده اند و دربارۀ چالش هاي امنيتي از تروريزم و اشاعۀ تسليحات تا انرژي و تغييرات آب وهوا، بي ثباتي اقتصادي تا بحران هاي سياسي داخلي، منطقه اي و بين المللي، امنيت شبكه و امنيت سايبري، به منزلۀ واقعيت امنيت و بحران هاي ناشي از آن در عرصۀ جهانی اولويت ها و حساسيت هايي داشته اند. ازاین رو، ترتيبات امنيت منطقه اي و بين المللي توانسته اند، به عنوان ديناميزم فعال مفاهيم سياست، قدرت، عدالت و فقر را درون خود با مفهوم قدرت، امنيت و چالش هاي فراروي آن مجدد بازخواني کنند.
«امنيت» مهم ترين دغدغۀ انسان و جهان است. امنيت در جهان پيچيدۀ امروز قابل تقسيم نيست. در قرن بيست ويكم و هزارۀ جديد ميلادي، امنيت ديگر بازيِ با حاصل جمع صفر نيست. تعهدات جهاني دربارۀ تأمين امنيت از مفاهيم استراتژيك برخوردار شده است. مباني تئوريك و عملي امنيت با اصولي همراه شده كه در آن تعهدات ملي و بين المللي، به عنوان منافع مشترك كشورها و ملت ها به ارزشي پايدار در جهان امروز تبديل شده است. هر چه انسان در دسترسي به فنّاوری و پيشرفت شگرف، دستاورد داشته، اما نتوانسته در كنار همۀ آن موفقيت ها، چالش هاي امنيتي و بحران هاي ناشي از آن را با تدبير ازبين ببرد.
پیوند امنیت انرژی
با چالش های سیاسی و نظامی
ایران در منطقه اي قرار دارد كه چالش هاي امنيتي فراوان و بحران هاي ناشي از آن به رمز و راز منطقۀ پُرمشكل و پيچيدۀ خاورميانه، خليج فارس، آسياي مركزي، قفقاز و واقعيت هاي خزر با حضور انبوهي از نيروهاي نظامي و قدرت هاي خارجي تبديل شده است. بحران هاي موجود منطقه، بحران هاي جهاني است كه در آن زندگي مي كنيم. جنگ در افغانستان و عراق، بي عدالتي در سرزمين هاي اشغالي و تهديدات هسته اي رژیم اشغالگر قدس، سرخوردگي هاي توسعه نيافتگي در بسياري از ممالك منطقه، رقابت سلاح هاي هسته اي ميان پاكستان و هندوستان و تهديدات امنيتي عليه كشورهاي منطقه به همراه قاچاق مواد مخدر همه چالش هاي مشترك اين منطقه هستند.
امنيت نفت و گاز يكي از بحث انگيز ترين موضوعات استراتژيك محافل آكادميك و دولت هاست. سياست مداران، صاحب نظران مسائل استراتژيك و صاحبان سرمايه، اقتصاد و صنعت همواره در عمق اين موضوع استراتژيك در بيم و اميد به سر مي برند و امنيت منابع انرژي و نسبت ميان سياست، قدرت و امنيت از چالش هاي نظري ايشان است. همان گونه كه پندار بحران جهاني اقتصاد از بحران امنيت انرژي و منابع نفت و گاز بيگانه نيست، امنيت انرژي پديده اي نيست كه با ديدگاهی محدود پيوند داشته باشد، بلكه با همۀ چالش هاي مهم سياسي، اجتماعي، امنيتي و نظامي با موضوعات منطقه اي و جهاني مرتبط و از موضوع بحران انرژي در دو يا سه دهۀ گذشته متأثر است. كشورهاي توليدكننده و قدرت هاي عمدۀ جهاني كه مصرف كنندگان اصلي نفت و گاز هستند، براي ثبات مديريت منابع و امنيت انرژي به تفكری استراتژيك و تعريف منطقي از كاركرد ديپلماسي و همكاري استراتژيك نیاز دارند. تضمين امنيت پايدار به سيستم مشترك امنيت جهاني نياز دارد و توازن در توليد و مصرف لازمۀ آن است.
يكي از معضلات امروز جامعۀ جهاني پديدۀ جهاني شدن يا جهاني سازي سياست و اقتصاد است. بي ترديد اين پديده، نظم سنتي گذشته را درهم ریخته و درعين حال الگوي جديدي دربارۀ امنيت بين المللي ارائه نداده است. ظهور قدرت هاي صنعتي جديد چون هند، چين، برزيل و كره جنوبي در عرصۀ معادلات اقتصاد سياسي رقابت ميان قدرت هاي جهاني را بيش از گذشته كرده است. ايالات متحده، اتحاديۀ اروپا و روسيه هر كدام با پيشينۀ تاريخي در پي تحميل هژموني خود هستند؛ غافل از آنكه بتوانند سازوكار همكاري براي تأمين امنيت انرژي فراهم آورند. بخشي از سيستم سياسي، اقتصادي ايالات متحده به پديدۀ انرژي موردنياز قدرت هاي جديد چون چين، هند و حتي روسيه با نگاهي امنيتي مي نگرد و حتي در حوزۀ امنيت حمل ونقل نیز تا حدي در پي ايجاد مزاحمت برآمده اند.
جایگاه ثبات و امنیت انرژی
در ساختار امنیت ملی
چالش و بحراني كه امنيت انرژي را به مخاطره انداخته و مي اندازد، ابعاد مختلف و گوناگوني دارد. از رقابت ميان مصرف كنندگان گرفته تا رقابت و تعارض ديدگاه ميان توليدكنندگان هوشيارشدۀ امروز و امنيت نفت و انرژي تأثير جدي بر نظم نوين جهاني دارد. اوپك دوران فراز و فرود و پُر از تلخي ها و سختي هاي زيادي را سپري كرده است. مسلط نبودن اوپك در ده سال نخست تأسيس، قدرت تصميم گيري و تصميم سازي دولت ها و شرکت هاي مصرف كننده، نبود جبهه ای متحد و واحد در نظام تصميم سازي اوپك و تضاد منافع سياسي كشورهاي عضو اوپك دوران مهجوري زيادي را سپری كرده، اما اينك اوپك در دو، سه دهۀ گذشته توانسته است حتی با وابستگي ها و دلبستگي هاي سياسي به سيستم و فرايند تبيين استراتژي در نهاد نفت و انرژي تبديل شود. روزگاري اوپك 70درصد نياز جهان به نفت را توليد و تأمين مي كرد، اما اکنون حدود 40درصد از نياز مصرف كنندگان جهاني را تأمين مي كند و حدود 60درصد بازار انرژي هم اينك در تسخير ممالك خارج از اوپك است. درحالی که يكي از چالش هاي اساسي اوپك و توليدكنندگان منطقه اي تهديدهاي نوظهورند، اما منابع انرژي كشورهاي ديگر، تهديد كمتری به شمار می روند و آنچه باعث تهديد جدي اوپك می شود، منابع جايگزين سوختي است.
سوخت هسته اي، توليد و فنّاوری سوخت هاي بيولوژيكي مانند متانول امنيت توليدكنندگان و سرمايه گذاران را در بخش های نفت، گاز و انرژي به مخاطره انداخته است. يكي از چالش هاي مهم تصميمات دو سوي آتلانتيك، به منزلۀ مصرف كننده براي توليدكنندگان انرژي است. افزايش ذخایر استراتژيك به نام ذخيرۀ جهاني راهبردي نفت براي كنترل و توقف سياست هاي مستقل اوپك طراحي شده است.
ثبات و امنيت انرژي دو عامل مهم در مقوله ژئوپلیتيك انرژي و خليج فارس كه از يكي از مهم ترين مناطق ژئوپلیتيك، ژئو استراتژيك و ژئو اكونوميك است، در سه دهۀ گذشته همواره با جنگ ها، ستيزه ها و بحران هاي جدي روبه رو بوده است. امنيت در ژئوپلیتيك خليج فارس، با توجه به بحران هاي گذشته و فعلي، چشم انداز ثبات و امنيت را به آرزو و اميد بدل ساخته است.
اختلافات ارضي و مرزي، نبود سيستم دموكراتيك در بیشتر ممالك منطقه، ‌وابستگي به قدرت هاي خارجي، پديدۀ راديكاليزم و جنبش هاي افراطي و نبود سازوكار تأمين امنيت، نبود همگراييِ منطقه اي و پيمان هاي استراتژيك در خاورميانه و تهديدات قدرت هاي فرا منطقه اي همه بر بحران امنيت انرژي سايه افكنده اند. نفت، بستر مناقشۀ منطقه اي و بين المللي شده و مناقشاتي كه با توليد نفت مرتبط باشند، در آينده افزون تر به نظر مي رسند. ژئو پلیتيك انرژي با توانمندي هاي خود و آثاری عمده در  عرصۀ اقتصاد جهاني، ماهيت و هويت كلان همبستگي و اتحاد ندارد. نفت، كالایي استراتژيك است كه به منزلۀ ابزار و اهرم مهم در دست ممالك نفتخيز قرار دارد. ثروت اگر به قدرت تبديل شود، معادله هاي گذشته را بر هم مي زند. با نشست سران اوپك در جده، نخستين پيام تهديدآميز  ممالك توليدكننده در مقابل كشورهاي مصرف كننده شكل گرفت. ژئوپلیتيك انرژي در بحران، ماهيت خود را به دست آورد.
از طرفي آژانس امنيت انرژي پديده اي است كه در زمان بحران امنيت انرژي تأسیس شد. رقابت هاي منطقه اي و فرامنطقه اي هم اينك بيش از گذشته خودنمايي مي كنند. خليج فارس و تنگۀ هرمز، مهم ترين آبراه تأمين انرژي جهان، با بحران رقابت هاي جهاني و منافع ايالات متحدۀ امريكا پيوند خورده است.
وقتي موضوع امنيت جهاني مطرح است، مشخص می شود حتی با كاهش جنگ ها و ستيزه هاي منطقه اي در سه دهۀ گذشته، از جنگ و بحران در منطقۀ كشورهاي توليدكنندۀ نفت كاسته نشده است. برخي انباشت ثروت كه از فروش نفت حاصل شده است را در چارچوب توسعه و بهبود وضعيت اقتصادي كشورهاي توليدكننده ارزيابي نمي كنند. مسابقۀ تسليحاتي و انباشت زرادخانه هاي عظيم، به نظامي ترشدن منطقه و بحران امنيت در آن مبدل شده است.
يكي از مهم ترين موضوعات دربارۀ امنيت انرژي، مقولۀ افزايش قيمت و نتایج آن بر امنيت و اقتصاد امريكاست كه بزرگ ترين اقتصاد جهان به شمار می رود و با امنيت جهاني ارتباط دارد. 97درصد نفت مصرفی امريكا در بخش حمل  ونقل و فقط حدود دودرصد در بخش توليد و برق بهره برداري می شود. آمار نشان مي دهند ايالات متحده با واردات روزانه 5/13ميليون بشكه نفت، 7/63درصد مصرف داخلي خود را اداره مي كند كه 20درصد آن از منابع خليج فارس تأمين مي شود. ايالات متحده از 25درصد توليد نفت جهاني، به منزلۀ بزرگ ترين مصرف كنندۀ جهان، استفاده می کند. يكي از شاخصه هاي بحران امنيت انرژي، موضوع ذخایر استراتژيك در جهان است.  امريكا بيش از  700ميليون بشكه، ذخایر استراتژيك نفت دارد كه به تازگی تصميم گرفته است آن را تا 1ميليارد و400ميليون بشكه افزايش دهد. ژاپن با 580ميليون بشكه، كره جنوبي با 150ميليون بشكه، چين با 210ميليون بشكه، هند با 37ميليون بشكه و اتحاديۀ اروپا معادل 90روز ذخایر استراتژيك را براي نیازهاي اوليه به سوخت و امنيت انرژيِ حداقلي تأمین كرده اند.
نكته ای كه همواره به صورتی تلخ در جهان سياست مرتبط با مقولۀ انرژي مطرح است و مغلطه اي كه امريكايي ها به آن دامن مي زنند، موضوع اعتبارات جريان هاي افراطي و نسبت آن با درآمد حاصل از بازار پُر رونق نفت و گاز است. آنان مدعي اند پول نفت در  خدمت  جريان هاي افراطي و راديكال منطقه با اهداف ايدئولوژيك قرارمي گيرد و هزينه مي شود.
پيوند پول نفت با بحران هاي افراطي و از طرفي تحريك ممالك منطقه بر رقابت تسليحاتي از جانب قدرت هاي جهاني واقعيت بحران منطقه اي كه در آن بخش عمده اي از انرژي موردنياز جهان تأمين مي شود نيز هست. از سوی دیگر تقاضاي رو به افزايش نفت و حامل های انرژي در چين، هند و ممالك شرق آسيا به افزايش نياز به سوخت فسيلي منجر شده است.
با افزايش قيمت نفت، سرمايه گذاري بين المللي دستخوش تحول جدي شده و تناسب بين قدرت دولت و قدرت نهاد هاي مدني كاملاً به هم ريخته است. دولت ثروتمند كه خود را نيازمند پاسخگويي نداند سيستم هاي دموكراتيك را به زوال سياسي مي رساند. هم اينك موازنۀ برهم خوردۀ قدرت و ثروت در ممالك عضو اوپك و حتي روسيه شاخص تهديد اقتصادی است.
برخي از كارشناسان انرژي جهان، بهاي بالاي نفت و گاز را به پُررنگ ترشدن تهديد امنيت جهاني ربط مي دهند و معتقدند بهاي بالاي سوخت هاي فسيلي، توجه به انرژي هسته‌اي را بيشتر كرده و در راهبرد انرژي ملي كشورها به گزينه‌اي جذاب بدل شده است. بي ثباتي سياسي در محيط كشورهاي عرضه كنندۀ نفت و گاز عمده‌ترين عوامل تهديد امنيت انرژي، متغيرات قيمت و واقعيات بازار نفت امروز جهان است كه ممالكي چون ايران، عراق، روسيه و ونزوئلا را ملاك اين تهديد ارزيابي مي‌كند. قدرت در بازار نفت و انرژي، هويت سياسي اوپك، بي نظمي بازار و جاذبه‌هاي فنّاوری هسته‌اي امروز از معيارهاي بحران امنيت انرژي تلقي مي‌شوند.
روسیه و دیگر همسایگان ایران
از سوی دیگر تصمیم مقامات روسيه و ايران، مبني بر احتمال تأسیس كنسرسيومی متشكل از كشورهاي صادرکنندۀ گاز(اوپك گازي)، اروپا، امريكا و مصرف كنندگان فرامنطقه‌اي را نگران کرده و مديريت قيمت گاز و بهره‌گيري از ابزار انرژي در سياست خارجي، به منزلۀ تهديد امنيت انرژي از سوي مصرف كنندگان عمده تلقي شده است، اما به راستی آيا راهبرد توسعۀ منابع روسيه، امنيت انرژي را به همراه خواهد داشت؟
منابع اصلي انرژي در روسيه و احياي موضوع انرژي در ترمينولوژي سياست خارجي روسيه توانسته است ديناميزمی واقعي ميان منابع انرژي و اهداف سياسي روسيه پديد آورد. ولادیمیر پوتين در مسیر احياي جايگاه ابرقدرتي روسيه از راهبرد انرژي بهره گرفت و بارها اعلام كرد، منابع طبيعي روسيه عنصری اصلي در ديپلماسي مسكو به شمار می رود و به دنبال تقويت جايگاه روسيه در بازارهاي انژري جهاني است. اشاعة منابع ملي روسيه با قدرت نفت دولتي از اهداف استراتژيك روسيۀ پوتين است. نه فقط اروپا در برابر نوسانات انرژي آسيب پذير است، بلكه غول‌هاي صنعتي جهان همچون ايالات متحده، چين، هند، كشورهاي آسياي جنوب شرقي و ژاپن در بيم و اميد به سر مي‌برند و به دنبال تضمين‌هايي درخصوص انرژي و حمل ونقل آن از كشورهاي توليدكننده اند.
روسيه در معادلات خود با اروپا همواره در پي تهديد است كه منابع فسیلی خود را به شرق عالم، يعني چين و حتي هند صادر می کند. تلاش هاي اتحاديۀ اروپا براي تشکیل كريدور گاز جنوبي(پروژۀ ناباكو)، محدوديت هاي سياست خارجي انرژي اروپا را آشكارتر ساخت. اتحاديۀ اروپا، در راستاي امنيت انرژي اروپا، طرح خط لولۀ ناباكو را بسیار جدي فرض كرده است و حتي به عنوان ابزاری در مقابل روسيه برای رهايي بخشي محورهاي آسياي مركزي و خلاص شده از انحصار گاز روسيه تلقي مي کند.
تركيه جايگاه مناسبي براي امنيت سوختي اروپاست و طرح خط لولۀ ناباكو راهبرد استراتژيك تنوع سازي براي اتحاديۀ اروپا محسوب مي‌شود. مقولۀ امنيت براي ترك‌هاي زيرك انگيزه‌هاي فراواني ايجاد كرده است كه كشورشان مركز انرژي اوراسيا شود. تركيه در باب امنيت انژري براي اروپا توانسته است گام‌هاي اطمينان بخشي بردارد و همين مقوله در آينده به ابزاري براي چانه‌زني تركيه در پيوستن به اتحاديۀ اروپا به كار خواهد رفت.
ترك‌ها با اين راهبرد، بحران انرژي پايدار  را با  تقاضاي گسترده نیاز خود به انرژي كه رو به افزايش است، مديريت خواهند كرد. تركيه فقط بايد در صنعت برق تا 2020، بیش از 100ميليارد دلار سرمايه‌گذاري كند. پيوند نيازهاي توسعه‌اي تركيه و امنيت انرژي اروپا، توانسته است فرصت‌هاي مهمي براي تركيه به همراه آورد.
ايران می تواند به كريدور جنوبي اتصال گاز به اروپا(ناباكو) بپیوندد که به توسعۀ فني و بهره‌برداري از ميدان اصلي گاز پارس جنوبي، روان سازي و عادي سازي روابط با اروپا منوط است. همچنین کشورمان هم زمان باید براي تأمين امنيت انرژي و اطمينان به مصرف كنندگان عمده در اروپا، اولويت صادرات گاز به پاكستان، هند و چين را در نظر بگيرد. اوپك گازي قدرت اين كشورها را برخلاف ميل اروپا و امريكا افزايش داده است.
ژئوپليتيك تغييرات محيط زيست كه به تغييرات آب وهوا منتج شده، انگيزه اي در تغييرات و اشاعۀ فنّاوريِ شيوه‌هاي مصرف و توسعۀ‌ منابع جديد سوخت در كاهش توليد گازهاي گلخانه‌اي ايجاد كرده است.
امروزه ديپلماسي و مديريت ذخایر انرژي ابزار بسيار برجسته‌اي در مديريت توسعه و امنيت انرژي هستند. قدرت‌هاي بزرگ به ويژه قدرت‌هاي مصرف كننده در پي ايدۀ استقلال انرژي اند؛ ايده‌اي كه با واقعيت‌هاي جهان امروز سازگار نيست و نمي‌تواند سازوكاری اطمينان بخش را ترسيم كند!
درحالی که ديپلماسي انرژي به سمت تفكر اصلي سياست گذاري خارجي در حال تغيير است و دغدغه های جديدي را دربارۀ امنيت و ژئوپلیتيك انرژي با مسائل فراروی توسعه و اقدامات مشترك سرمايه‌گذاري برای طراحی سيستم فرامدرن محلي- نفتي بیان کرده، این پرسش مطرح است که آیا توافقات امنيتي منطقه‌اي كه به كاهش بحران به خصوص در خاورميانه، خليج فارس و ‌آسياي مركزي منجر شود، عملي خواهد بود و مي‌توان بدان دست يافت؟

همچنین ببینید

قیمت هفتگی نفت کاهش یافت

به گزارش روز شنبه پالیگاه خبری اب وانرژی از خبرگزاری رویترز، در حالی که در ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − شش =